تضمین کیفیت
تضمین کیفیت (Q.A – Quality Assurance) یعنی اطمینان از اینکه فرآیندها و روشهای کاری درست انجام می شوند تا محصول نهایی بدون نقص و مطابق استاندارد باشد
✓ هدف تضمین کیفیت پیشگیری از بروز خطاها قبل از اینکه اتفاق بیفتند و موجب نقص تولید، کاهش اعتبار و هزینه و زمان از دست رفته شود.
✓ محصول و زنجیره تامین خدمت، تولید یا محصول توسط تیم های کاری بررسی می شود با بررسی استانداردها و فرآیندها مسیر بهینه را طی کرده وهمواره با نگرش چرخهدمینگ Plan-Do-Check-Act اندیشه بهبود مستمر دارد.
✓ تضمین کیفیت دقیقاً قلب تپنده سازمان است و به روی فرآیند ها تمرکز دارد تا اصلاً اشتباه صورت نپذیرد. بازبینی، کدها و آموزش و تیم سازی ابزارهای منتج به تضمین کیفیت می باشند.

کارهایی که برای بهبود روش باید انجام شوند:
۱. استاندارد سازی (Standardization) : به جای اینکه هر نفر با روش خودش کار کند، ما یک «دستورالعمل» یا پروتکل مشخص مینویسیم. مثلاً: «هر کدی که نوشته میشود، حتماً باید توسط شخص دوم بازبینی شود»
۲. آموزش(Training) : بسیاری از خطاها از بیاطلاعی ناشی میشوند تضمین کیفیت با آموزش دادن مهارتهای درست به تیم، احتمال اشتباه را از همان ابتدا کم میکند.
۳. بازبینی فرآیند(AuditProcess ) : پرسیدن اینکه آیا این مرحلهای که طی کردیم واقعاً کارآمد است یا باعث میشود اشتباه رخ دهد و سپس آن مرحله را اصلاح یا حذف میکند.
۴. استفاده از ابزارهای خودکار(Automation) : به جای اینکه هر بار یک کار تکراری را با دست انجام دهیم که احتمال خطای انسانی را بالا می برد، ابزاری میسازیم که آن کار را با دقت ۱۰۰ درصد و به صورت خودکار انجام دهد. (تئوری تقسیم کار آدام اسمیت در کارخانه سوزن سازی مراجعه شوند.)

مزایای اصلی تضمین کیفیت:
۱. کاهش چشمگیر هزینهها (پیشگیری ارزانتر از درمان است): رفع یک باگ یا ایراد در مرحله «طراحی و توسعه»، بسیار ارزانتر از رفع آن در مرحله «محصول نهایی» است.-مهندسی ارزش– هزینه اصلاح یک خطا بعد از رسیدن محصول به دست مشتری، گاهی تا ۱۰۰ برابر بیشتر از زمانِ توسعه است.
۲. افزایش اعتبار و اعتماد مشتری: وقتی محصولی بینقص و قابلاعتماد ارائه میدهید، مشتریان شما تبدیل به طرفداران شما میشوند. (رجوع شود به کتاب بازرایابی ارتباطی-انتشارات موجک)
در بازار رقابتی امروز، «کیفیت» بهترین استراتژی بازاریابی است.
۳. بهبود بهرهوری و کاهش دوبارهکاری: وقتی فرآیندها استاندارد و تستشده باشند، تیمها دیگر وقت خود را صرف «آتشنشانی» (رفع خرابیهای ناگهانی) نمیکنند. این یعنی انرژی تیم به جای تعمیر، صرفِ خلقِ قابلیتهای جدید میشود.
۴. تصمیمگیریِ دادهمحور: تضمین کیفیت به مدیران گزارش میدهد که کجای فرآیند ضعف دارد. بدون تضمین کیفیت، شما فقط حدس میزنید چرا محصول خراب است؛ با تضمین کیفیت ، شما «دلیل دقیق» را میدانید و بر اساس داده تصمیم میگیرید.
۵. انطباق با استانداردها و کاهش ریسک قانونی: در بسیاری از حوزهها (پزشکی، مالی یا نرمافزارهای حساس) عدم رعایت کیفیت میتواند منجر به جریمههای سنگین یا شکایتهای حقوقی شود. تضمین کیفیت سپر محافظ شما در برابر این ریسکهاست.
تفاوت کنترل کیفیت و تضمین کیفیت:
وظیفه کنترل کیفیت Quality Control اصلاحِ ایراد است، در حالی که تضمین کیفیت Quality Assurance شناخت و بهبودِ روش روشی است که محصول خراب نشود.
یک مثال ملموس کنترل کیفیت در آشپزخانه: چشیدن سوپ در پایان پخت برای اینکه ببینیم نمک دارد یا نه. (اگر نمک کم باشد، الان باید اصلاحش کنید).
در کنترل کیفیت بعد از ساخته شدن محصول، آن را چک میکنیم تا اگر ایرادی دارد پیدا کنیم (چک کردن سلامت نرمافزار) در Quality Control شما در همیشه درگیر تست و اصلاح هستید، اما در Quality Assurance شما در حال ساختن جادهای معین و تدقیق شده.
تضمین کیفیت (Quality Assurance) چک کردن دستور پخت، مطمئن شدن از کیفیت مواد اولیه قبل از شروع، و اندازهگیری دقیق نمک با پیمانه مخصوص. (با این کار، احتمال اینکه سوپ در پایان خراب شود را از قبل حذف کردهاید).
اجرای تضمین کیفیت در سازمان، مثل بستن کمربند ایمنی در ماشین است؛ شاید در نگاه اول هزینهبر یا زمانبر به نظر برسد، اما در بزنگاههای خطر، جلوی فاجعه را میگیرد.
تضمین کیفیت فرهنگِ مسئولیتپذیری را در سازمان شکل می دهد.
به جای اینکه تقصیرها به گردنِ تیمهای دیگر بیفتد، همه در پیِ «درست انجام دادنِ کار از همان بار اول» هستند.